نمی خوای منو؟ نمی خوامت

ای کاش می فهمیدی که زهرا چقدر زخم خورده ا نوازش هاش به تو رسده.

اون روزایی که نوازشت می کردم و با دست پس می زدی. این روزها رو هم داره.

بارها گفتم شماره تلفنت رو به م بده که بهت زنگ بزنم.

بارها برات پیام خصوصی گذاشتم.

تو فقط ب فکر پرستیژ کاری ات بودی.

بارها و بارها.

یه رابطه نیاز به آبیاری داره. رابطه خشک و نصفه و نیمه خواب های آشفته داره. گریه و بالش خیس داره. توی دل آدم یهو هری می ریزه پایین. سر آدم جلوی دیگران پایینه. که فقط تو می خوای به پرستیژ اینستاگرامت فکر کنی.

ببین خواهش می کنم از اینستاگرام بکس بیرون.

زهرا داره مصرف می شه. داره تموم می شه و تو همچنان داری برای من کلیپ شیر می کنی.

تموم شده خیلی چیزا. زهرا دیگه زهرای سابق نیست. تو هم آدم سابق نیستی. دنیا هم دنیای سابق نیست.

نکردی. نشد. نیومدی. نگفتی. زنگ نزدی. نگرفتی دستمو. سرمو نگذاشتی رو شونه ات. نکردی.

هیچ کاری نکردی. دختری که هیچ کاری براش نکنن یواش ی.واش مصرف می شه. بالشش دور از چشم تو هر شب خیس می شه.

نکردی. هیچ کار نکردی. توقع داری هیچ کاری نکردی چی کار برات بکنند.

توروزایی که می گفتم نکن. گوش نکردی. زهرا دیگه اون زهرای سابق نیست.

مامان بابام مریض شدن. ما روزها و روزها بیمارستان بودیم. مامانم دیشب خورد زمین. شب خواب می بینم با اسلحه منو نشونه گرفتن. خواب می بینم خونه ام رو آبه.

تو بمیارستان بابام کجا بودی؟ تو روزایی که ما هیچ کس و جز خدا نداریم کجایی؟

Comments

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *