Personal Blog
Blogging

صبح امروز

صبح امروز مثل همه صبح ها گریه کردم. گریه که هیچ هق هق. دوست ندارم الان زندگیمو.اصلا دوستش ندارم. راستش فکر می کنم تویی که داری این سطرها رو می خونی هم زندگی تو دوست نداشته باشی. فقط به ضرب و زور چند تا کتاب روانشناسی سر پا باشی. مثل من. بیا از سختی هامون حرف بزنیم. بیا حرف بزنیم. بیا حرف بزنیم. نخوریم بغضامونو. فرو ندیم حرفامونو. می دونم تو هم حالت خوب نیست. می دونم تو هم نمی…
Continue reading →
Blogging

ست خاکی رنگ

ست خاکی رنگ خیلی وقته مد شده. من هم شلوار و لباسش رو خریدم و ست کردم. دوستم اومد منو رسوند هفت حوض و برگردوند. خدا یا شکرت. کی می شه با محسن بپوشمش. راستی شما طرفدار ست پوشیدن پارتنر ها هستید؟
Continue reading →
Blogging

مدل موی باب

مدل موی باب همیشه مده و من اکثر اوقات مدل موهام این مدلی بوده. می خوام یکم بگذارم بلندتر بشه و باب کوتاه کنم. با یه هایلایت عسلی خوشگل می شه. وقت ارایشگاه گرفتم موهامو هایلایت عسلی کنم. اصلا سمت دکلره نمی رم. یکی منو ببره هفت حوض :(
Continue reading →
Blogging

خرید عید

یه شلوار دیدم تو هفت حوض خیلی خوشگله خیلی زیاد وسوسه هستم که بخرمش شاید عصری رفتم بیرون. امروز جنازه بودم از خستگی تا الان داشتم چرت می زدم.
Continue reading →
Photo

چراغ مطالعه

اینو سفارش دادم اما سفیدشو راستش من هم نقاشی می کنم. هم فیلم می بینم هم کتاب می خونم و نور اتاقم کافی نیست. می ترسم شماره عینکم بره بالا. اینگوریاس که چراغ مطالعه پیچی سفارش دادم. یعنی پیچ می شه به میز تحریرم.
Continue reading →
Blogging

آبان

چرا اینقدر خشن بود؟ چرا فریبرز انقدر به آبان بی اعتنایی می کنه؟ خوب بغلش کنه دیگه :) مثلا اگه محسن منو می نشوند تو ماشین بنز مشکی اگه بغلم نمی کرد خیلی بهم بر می خورد. بی شحور
Continue reading →
Back to top