صبح امروز
صبح امروز مثل همه صبح ها گریه کردم. گریه که هیچ هق هق. دوست ندارم الان زندگیمو.اصلا دوستش ندارم. راستش فکر می کنم تویی که داری این سطرها رو می خونی هم زندگی تو دوست نداشته باشی. فقط به ضرب و زور چند تا کتاب روانشناسی سر پا باشی. مثل من. بیا از سختی هامون حرف بزنیم. بیا حرف بزنیم. بیا حرف بزنیم. نخوریم بغضامونو. فرو ندیم حرفامونو. می دونم تو هم حالت خوب نیست. می دونم تو هم نمی…