Personal Blog
Blogging

پلنر

من بارها از مزایا بولت ژورنال یا همون پلنر نوشته بودم.

سال 97 اوج و بحبوحه کارهای نیمه تموم و سر شلوغیای من، شانس آوردم و با پیج یکی از آشناها که در مورد بولت ژورنال مطلب می گذاشت آشنا شدم.

رفتم یک دفتر گوگولی خریدم و هر صفحه شو به هشت قسمت تقسیم کردم، برای هفت روز هفته و احیانا خرج های مورد نیاز اون هفته خودم خط کشی می کردم و برای یک ترم یا حتی سه ترم مجتمع فنی برنامه می چیدم.

چند روز در هفته، از چه ساعتی تا چه ساعتی. کارهایی که تداخل داشت رو مرتب می کردم. موقع نمره دادن رو مشخص می کردم و تحویل پروژه و اینکه کدوم دانشجو زمان خریده برای پروژه اش و احیانا تفریحاتم. تولد ها رو یادداشت می کردم.

انتهای دفتر بعد از اینکه بیزینسم رو راه انداختم خرج و دخلم رو می نوستم و موعد تحویل پروژه ها. تمدید قرارداد ها و دامین و هاست ها.

بعد ها ته دفترهام رو به خرج و دخل ماهانه اختصاص دادم. یک ماه آرایشگاه سنگین داشتم یا بوتاکس یا تمدید هاست و دامین و براش بودجه می چیدم.

چیزهایی که دلم می خواست بخرم رو زمان بندی می کردم که این ماه فلان چیز و بخرم و ماه دیگه چیزای دیگه.

یک سال عضو صندوق قرض الحسنه مجتمع نارمک شدم و پنجم ماه زمان رد کردن دانگ بود.

خلاصه اون بحران وحشتناک رو رد کردم.

توی مریضی بابا چون همه زندگانی رو سیل برد دفتر بولت ژورنال رو هم سیل برد.

گذاشتمش کنار و نتیجه اش ذهنی بود که بولت ژورنال عادت کرده بود و الان دایم تشویش و پرش تمرکز داشت.

دیروز رفتم یک پلنر حاضر و آماده خریدم و به طرز جالبی خدا رو شکر تمرکز برگشت.

راستش می خوام بگم عزیزان دلم، مخصوصا خانم های عزیز که محور خونه هستید. چون کلا باید همیشه ذهن آماده ای داشته باشید از موهبت بولت ژورنال غافل نشید.

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *

Back to top