Personal Blog

Photo

Photo

روزی روزگاری، 27 سالگی

یه روزایی می رفتم سر کلاس. تو 26 سالگی. سال تحصیلی 88-89 دانشجوها از من سنشون بیشتر بود چون کاردانی به کارشناسی بودند. من هم همیشه می گفتم به حق و حقوقم واقف نبودم و سر کلاس تجربه خوشایندی نداشتم. می خواستن برای هیات علمی اقدام کنند اما من ادامه ندادم. 5 صبح بیدار می شدیم. بابا منو تا سه راه تهرانپارس می رسوند و من سوار ماشین می شدم تا 8 صبح برسم پرند. یه کله 6 ساعت پشت…
Continue reading →
Photo

من

برای اولین و آخرین بار موهامو دکلره کردم و ناخن کاشتم. دربند در راه قزوین از طرف همراه اول رفتیم باغ گیاهشناسی کرج بازار قزوین حسابی رژیم بودم
Continue reading →
Photo

دلم تنگ شده برات

دلم خیلی تنگ شده برات. دلم می خواد هر دوتامون شاد باشیم. کتاب می خونم و پادکست گوش می دم. خیلی امروز و دیروز خوش گذشت با پاد کست. آهنگای تو هم دیگه دلتنگی من و برطرف نمی کنه. آهنگاتو گوش نمی دم چون غصه می خوردم.
Continue reading →
Back to top